قصههای کسب و کارها و شیوه راهاندازی آنها هر کدام ماجرای خاص خود را دارد و میتواند برای کسانی که میخواهند پا در این عرصه بگذارند، درسهایی داشته باشد. همچنین برای مسئولانی که در این زمینه خدمات ارائه میدهند، حاوی انتقادها و پیشنهادهایی خواهد بود که میتواند راهگشای آنها در ادامه مسیر باشد.
در این راستا، این بار به سراغ زهره شکسته از شهرستان فریمان رفتیم. او که سی و هفت ساله و سرپرست خانوار است، ابتدا کارش را با خرید کفش تکسایز و فروش آن در منزل شروع کرد و در ادامه بدون حقوق، قالیبافی و طراحی قالی را در هنرستان تدریس میکرد.
شکسته که به گفته خودش حدود ۱۵ مدرک فنی و حرفهای در زمینه گلیمبافی، قالیبافی، تابلوفرش، کفاشی و کیفدوزی دارد، در ادامه با چرمدوزی آشنا میشود و برای آنکه در این مسیر حرفهای شود، در دورههای فنی و حرفهای در مشهد حضور پیدا میکند.
او درباره آن روزها میگوید: در این مدت از ساعت ۶-۵ صبح از فریمان حرکت میکردم تا ساعت ۷ برسم و در کلاسها شرکت کنم. پس از اتمام کلاس هم ساعت ۲ بعدازظهر به کارگاه کفاشی میرفتم. سپس به مغازهای میرفتم تا به من دوخت کمربند را با چرخ آموزش دهند. پس از آن هم تا آخر شب در کارگاهی با دستگاه لیزر کار میکردم و همان شب به فریمان برمیگشتم. ۶ ماه برنامه من همین بود.
این بانوی کارآفرین میافزاید: پس از گذراندن این آموزشها، در فریمان به من گفتند میتوانی از کمیته امداد وام بگیری تا مغازه خودت را راهاندازی کنی. ابتدا این موضوع را جدی نگرفتم؛ اما در ادامه علاقهمند شدم که مستقل باشم و مغازهام را راه بیندازم. با کمک همکارم دستگاه لیزر چرم را قسطی خریدم و برای رهن مغازه ۱۰میلیون تومان از برادرم قرض گرفتم. دستگاه لیزر را که خریدم، دیگر هیچ پولی نداشتم. حتی برای اینکه به مشهد بروم، طلاهایم را فروختم.
شکسته درباره افتتاحیه مغازهاش عنوان میکند: نماینده مردم فریمان در مجلس شورای اسلامی و مسئولان کمیته امداد شهرستان برای افتتاحیه مغازهام آمدند. کمیته امداد قرار بود ۱۰۰ میلیون تومان وام بدهد؛ اما با کمک آقای قاضیزاده این مبلغ به ۲۵۰میلیون تومان افزایش یافت.
او متذکر میشود: چون وام را دیر دریافت کردم و پیش از آن دستگاه لیزر چرم را با چک و قسطی خریده بودم، با پول وام طلا خریدم و در یکی دو سال اول کمکم با فروش طلا اقساط وام را پرداخت کردم. یک هفته پس از آن، معلم رسمی آموزش و پرورش شدم. آن زمان حقوقم ۷میلیون تومان بود و اقساط دستگاه را با آن حقوق پرداخت میکردم.
این بانوی کارآفرین درباره وضعیت کسب و کارش یادآور میشود: اکنون چند ماه است وضعیت فروش در مغازه بهتر شده و خانمهای زیادی با من کار میکنند. آموزشهای لازم را که به آنها میدهم، در منزل مشغول کار میشوند. چگونگی ورود به بازار را به آنها آموزش میدهم. پس از چند وقت که آموزش دیدند، خودشان تولیداتشان را در بازار میفروشند.
شکسته با بیان اینکه پیش از گرفتن وام، به زنان سرپرست خانوار در روستاهای اطراف فریمان از طریق کمیته امداد آموزش چرمدوزی میدادم، خاطرنشان میکند: اکنون دوزنده ندارم و خانمهایی را هم که در روستا به آنها آموزش داده بودم، کمیته امداد به خاطر اینکه دبیر رسمی آموزش و پرورش شدم، برای شاگردی به فرد دیگری داد.
او درباره مشکلات کنونی خود در کسب و کارش با اشاره به اینکه با گرانیهای اخیر دیگر نمیتواند از پس مخارجش بربیاید، میگوید: به دلیل اینکه مغازهام کوچک است، نمیتوانم خانمهایی را که برای کار به من مراجعه میکنند، قبول کنم؛ چون آنها باید یک دوره آموزشی ببینند و تعهد بدهند که برای کار بمانند. اکنون حقوق مدرسه را برای وامی میدهم که به خاطر رهن خانه و مغازه گرفتهام. با توجه به کرایههای زیاد مغازه باید سال دیگر به دنبال خانهای باشم تا در زیر پله آن وسایل مغازه را بگذارم. همچنین به خاطر اینکه کارگاه و مغازه یکی است، نمیتوانم کسی را بهعنوان فروشنده استخدام کنم؛ چون کارگاه جای خطرناکی است و کسی که آنجا کار میکند، باید آموزشهای مناسب ایمنی را دیده باشد.
این معلم فریمانی ادامه میدهد: شهریه کلاسهایی که برگزار میکنم، آخرین بار ۷میلیون تومان بود که آن را هم قسطی از شاگردانم میگرفتم. در کنار آموزش نیز هم برای من و هم برای خودشان محصولاتی را تولید میکنند. پس از گذراندن این دورههای آموزشی، به هنرآموزان مدرک فنی و حرفهای میدهیم. خانمهای سرپرست خانوار هم به دلیل اینکه در این کار حرفهای نیستند، نمیتوانند ماهانه بیش از یکمیلیون تومان درآمد داشته باشند.
شکسته که اکنون تنها محصولات چرمی همچون جاکارتی، غلاف چاقو و کلت و کمربند را تولید میکند، در زمینه چالشهایی که در زمینه کسب و کارش داشته نیز بیان میکند: من در زمینه ورود به بازار هیچ آموزشی ندیده بودم که چگونه نیرو جذب کنم تا بمانند. به همین خاطر فقط به آنها آموزش میدهم و سپس برای خودشان کار میکنند. به نظرم باید پیش از دادن وام، به افراد در زمینه کسب و کار یا برای چگونگی کار کردن با دستگاه آموزشهایی بدهند تا بدانند چه مجوزهایی را دریافت کنند یا یک نظرسنجی بگذارند که برایمان چه کاری انجام دهند، بهتر است.
او میافزاید: من در حال حاضر چون تعهد دارم و نمیشود مغازه را تعطیل کنم، میتوانم یک مغازه راه بیندازم و اجناسی را بفروشم، تنها به صرف اینکه مغازه را باز نگه دارم و وام بگیرم؛ اما کاری انجام ندهم. کار میکنم؛ ولی حمایت نمیشوم.
این بانوی کارآفرین فریمانی درباره وضعیت بازار چرم و مدیریت کسب و کارش در این وضعیت اظهار میکند: درست است در چند وقت اخیر قیمت چرم افزایش یافته و در بازار کم است؛ اما من هیچ وقت حساب و کتاب نمیکنم که چقدر برای مغازه خرج کردم و چقدر میفروشم؛ اما سود زیادی را کسب میکنم و آن پول برایم برکت دارد؛ چرا که با خدا معامله میکنم. به همین خاطر با وجود افزایش قیمت چرم، قیمت محصولاتم در مقایسه با رقبا خیلی پایین است. چرم را به صورت عمده میخرم؛ بهعنوان مثال کمربند چرمی را که رقبا یکمیلیون و ۸۰۰ هزار تومان میفروشند، من ۸۰۰هزار تومان به بالا میفروشم. جاکارتیها را هم ۲۳۰ تا ۳۳۰هزار تومان به فروش میرسانم.
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۳۷
کد مطلب: ۱۱۴۷۹۸۶
بانوی کارآفرین فریمانی میگوید: من در زمینه ورود به بازار هیچ آموزشی ندیده بودم که چگونه نیرو جذب کنم تا بمانند. به همین خاطر فقط به آنها آموزش میدهم و سپس برای خودشان کار میکنند.
زمان مطالعه: ۵ دقیقه






نظر شما